بگو حقیقت این است که خدا احد است.
توحید/ 1
هجوم نطفه به دیواره ی لجز رحم
فرار یک غزل از رخوت قصیده شدن
سقوط جن از تخت هزار ساله ی خود
حرارت (خبر مرگ) تا شنیده شدن
و مدتی ست که حس می کنم به غیر از تو
کسی به خوانش این مهملات مایل نیست
هزار مرتبه ممنونم از تو که این سان
نجات دادی ام از منجلاب دیده شدن
درست حافظه ام قد نمی دهد، اما
همیشه تا به خودم آمدم زمین خوردم
ببین چقدر زمین خوردنم مفصل بود
ولی خلاصه شدم در همین چکیده شدن
ببین که جبر در این اختیار صلب شده
میان گرگ و زلیخا چه فرق توحیدی ست؟
همینکه پیرهنی از زمان کودکی اش
مقدر است به شکرانه ی دریده شدن
نه اینکه خسته شدم، مدتی ست تن دادم
که ناگزیر به تنهایی خودم باشم
خدا نصیب کسی (هیچ کافری) نکند
که بی سویه شود بین شب-سپیده شدن
چقدر غمگینم، قبل اینکه رانده شویم
چقدر غمگینم، قبل سیب خوردنمان
چقدر غمگینم، قبل اینکه سجده نکرد
چقدر غمگینم، قبل آفریده شدن
برچسب:
نویسنده: محمد نوری